skip to main |
skip to sidebar
اشعاري از شمس لنگرودي
باران صبح
بر دفتر شعرم میبارد
مِه بر کلماتم موج میزند
میدانم زورقم
سراسر روز سرگردان خواهد ماند.
دلتنگی
خوشة انگور سیاه است
لگدکوبش کن
لگدکوبش کن
بگذار ساعتی
سربسته بماند
مستت میکند اندوه.
کاش میوه این دخترک بودم
در اشتیاق دهانش می مردم
شمس لنگرودي
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر