۱۳۸۸ بهمن ۷, چهارشنبه

اشعاري از شمس لنگرودي

باران صبح
بر دفتر شعرم می‌بارد
مِه بر کلماتم موج می‌زند
می‌دانم زورقم
سراسر روز سرگردان خواهد ماند.

دلتنگی

خوشة انگور سیاه است
لگدکوبش کن
لگدکوبش کن

بگذار ساعتی
سربسته بماند
مستت می‌کند اندوه.

کاش میوه این دخترک بودم

در اشتیاق دهانش می مردم

شمس لنگرودي



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر